دسته‌بندی کتاب‌ها
آپلود کتاب

عضویت در خبرنامه

با عضویت در سایت آخرین کتاب‌ها را در ایمیل خود ببینید!

ایمیل شما:

دانلود کتاب رمان آوای نگاهت

  • از: زهرا علیپور
  • موضوع: رمان
  • ۲۷۰ صفحه
  • فرمت: PDF
  • زبان: فارسی
  • تاریخ انتشار: ۷ دی ۱۳۹۷
  • ۳۵۰۸ بازدید
کانال تلگرام کتاب سبز
عضویت

معرفی کتاب رمان آوای نگاهت

کتاب رمان آوای نگاهت اثری متفاوت به قلم زهرا علیپور که سرشار از احساس و عشق است و در آن طعم تلخ مشکلات هم چشیده می‌شود.

این کتاب ماجرای دختری نابیناست. خواننده وقتی وارد دنیای این رمان می‌شود تمام زندگی دختر داستان را حس می‌کند.
مانند او نابینا می‌شود، همه چیز را لمس، بو و حس می‌کند… و همین‌طور عشق را… و اینکه عاشقانه‌های یک دختر نابینا چگونه است؟

در بخشی از کتاب رمان آوای نگاهت می‌خوانیم:

از اتاق خارج شدم و در را بستم.. آرام آرام روی پارکت‌های سر سالن قدم برداشتم.
به پله‌ها که رسیدم برای پایین رفتن به نرده چوبی تکیه کردم و پا روی طبقه به طبقه پله گذاشتم..
به پایین پله‌ها که رسیدم لبخندی مهمان لب هایم شد..
رسیدم!
داشتم با خودم فکر می‌کردم که از سمت راست بروم یا سمت چپ تا ستاره را صدا بزنم..
کلافه و ناامید سرم را پایین انداختم..
همین که خواستم مایل بشم سمت چپ صدای باز و بسته شدن درب سالن آمد و خبر از آنکه کمک‌رسانی برایم امداد شد..
صدای قدم‌هایی که روی زمین کشیده می‌شد و انگاری لنگ می‌زد از سمت راست به گوشم خورد..
گوش‌هایم را تیز کردم.. صدای نفس‌های مردانه‌ای که در گوشم پیچید.. خیالم راحت شد.. البته تا حدودی..
سینا بود.. برادر خوش‌گذران و بی‌فکر من..

با لبخندی زیر لب سلام کردم و تنها پاسخم از سوی سینا سلامی آرام و بی‌حوصله که به سختی شنیده می‌شد بود..
صدای قدم هایش روی پله که از من دور می‌شد شعله ناامیدی را در دلم روشن کرد..
در اتاقش محکم به هم کوبیده شد..
نفسم را به آرامی سر دادم و با ولوم بلندتری ستاره را صدا زدم:
- ستاره
صدای عقب کشیده شدن صندلی میز نهارخوری از رو به رو که امد سرم را به سمت شخص بلند شده از پشت میز مایل کردم.
حتماً ستاره بود و من متوجه حضور او نبودم و عادت ستاره بود که خود را در دنیای من مبهم نشان دهد..
صدای پرحرص ستاره که نزدیک می‌شد با آن کفشهای تق تق مانندش..
نفس‌های عصبی و تندش به صورتم می‌خورد..
انگاری شاکی بود..
مثل همیشه..

با مظلومیتی که ذاتی درونم غوغا بود گفتم:
- آبجی.. امروز میای مدرسه خودتو نشون بدی؟باید اولیاء بیان مدرسه..
صدای پوزخند عصبی مریم توی سرم اکو داد که نه.. هرگز!
مریم تق‌تق‌کنان از من دور می‌شد و شانه من مانند این بود که زیر آن تق‌تقی‌هایش خورد می‌شد..
صدای تق‌تقش قطع شد.. قلبم آماده نبرد شد.. نه برای جنگ.. برای سکوت و صبر…

کلمات کلیدی: دانلود رمان عاشقانه ایرانی، دانلود رمان عاشقانه، رمان عاشقانه، دانلود رمان اجتماعی، دانلود کتاب عاشقانه، دانلود رمان ایرانی، دانلود رمان جدید، دانلود رمان،

برای دانلود کتاب رمان آوای نگاهت و دسترسی سریع و کاملا رایگان به بیش از ۱۰،۰۰۰ هزار کتاب و کتاب صوتی دیگر اپلیکیشن کتاب سبز را، رایگان دانلود کنید.

کتابراه، دانلود کتاب الکترونیک و صوتی
مشاهده

دانلود رایگان کتاب با کتاب سبز

کتاب سبز بزرگترین مرجع رایگان دانلود کتاب الکترونیکی با بیش از ۱۰،۰۰۰ کتاب، کتاب صوتی و رمان است. با کتاب سبز در تمامی موضوعات مانند داستان و رمان، مجله، موفقیت و روانشناسی، تاریخی، کامپیوتر، علمی، دانشگاهی، کتاب صوتی و...کتاب برای دانلود قرار داده شده است. دانلود کتاب‌ها با فرمت PDF یا MP3 است. تمامی کتاب‌های موجود با در نظر گرفتن حقوق مولفان برای دانلود رایگان انتشار یافته‌اند. تمامی مولفان می‌توانند کتاب‌ها و مقالات با ارزش خود را برای انتشار رایگان به کتاب سبز ارسال کنند.