دسته‌بندی کتاب‌ها
آپلود کتاب

عضویت در خبرنامه

با عضویت در سایت آخرین کتاب‌ها را در ایمیل خود ببینید!

ایمیل شما:

دانلود کتاب رمان خاص

  • از: فاخته شمسوی
  • موضوع: رمان
  • ۳۷۱ صفحه
  • فرمت: PDF
  • زبان: فارسی
  • تاریخ انتشار: ۹ بهمن ۱۳۹۷
  • ۷۳۳۴ بازدید
کانال تلگرام کتاب سبز
عضویت

معرفی کتاب رمان خاص

کتاب رمان خاص اثر فاخته شمسوی، قصه‌ی آدم‌های متفاوتی است که با هم برای آینده تلاش می‌کنند. دختری خاص که دست سرنوشت او را با پسری خاص آشنا کرده و همراهی او از هر چیزی برایش شیرین‌تر است. لحظه‌هایی در زندگی آدم‌ها هست که با تمام وجود احساس تنهایی دارند، اما خداوند لحظاتی را برایشان رقم می‌زند که با عمق وجود خوشبختی را احساس کنند. چقدر فاصله‌ی بدبختی تا خوشبختی کوتاه است.

در بخشی از کتاب رمان خاص می‌خوانیم:

هنوز از در خانه خارج نشده بود که نارون دوباره تماس گرفت. حنانه با بی‌میلی جواب داد. بعد از سلام و کجایی نارون گفت:
- بی زحمت یه فکری هم برای ناهار بکن، من باهات حساب می‌کنم!
حنانه گفت:
- مگه پول داری؟!
- خوب آره یه مقدار دارم!
حنانه چیزی نگفت و قبول کرد. سر راه از یک ساندویچی دوتا ساندویچ ژامبون خرید. وقتی رسید، تا خواست زنگ بزند، فرهاد در را باز کرد! با دیدن حنانه دست‌پاچه شد و سلام کرد. حنانه ناخودآگاه چشمانش را ریز کرد و با حرص گفت:
- مگه الان نباید سرکار باشی؟!
حنانه می‌دانست روزها فرهاد سرکار می‌رود. فرهاد از جلوی در کنار رفت تا حنانه داخل شود. حنانه وارد شد و همینطور که در را می‌بست سوالش را تکرار کرد. فرهاد که اضطراب در چهره‌اش بیداد می‌کرد گفت:
- برای نارون‌خانم ناهار گرفتم، نمی‌دونستم تو می‌آی پیشش!
- خودش به من زنگ زد گفت با ناهار بیام، تو چرا نگران ناهار نارون خانم بودی؟! می‌تونستی بگی من براش ناهار بیارم!
حنانه نزدیک بود منفجر شود. بی‌نهایت احساس خطر می‌کرد. فرهاد که در نگاهش هزاران حرف موج می‌زد گفت:
- حنانه آروم باش نارون خواهرمه، مثل تو!
با این حرف فرهاد حنانه مثل لاستیک پنچر، بادش خالی شد. حرف فرهاد در مغزش پیچید: «نارون خواهرمه مثل تو!»
چیزی بدتر از این برای حنانه نبود. نارون از سوئیت بیرون آمد. با دیدن حنانه همان‌طور پابرهنه توی حیاط قدم گذاشت:
- سلام حنانه جون اومدی؟!
سوئی‌شرت و شلوار خانه به تن داشت و شالی را هم سرسری روی سرش انداخته بود. دنیا دور سر حنانه شروع به چرخیدن کرد و هرآن ممکن بود از حال برود. اصلا فکر نمی‌کرد امروز همچین روزی شود. فکر نمی‌کرد روزی برسد فرهاد به جای هزاران حرفی که حنانه در رویاهایش پیش‌بینی می‌کرد، بگوید تو مثل خواهرم هستی! این یعنی هیچ حسی به تو ندارم...

کلمات کلیدی: دانلود رمان پلیسی خاص، دانلود رمان تخیلی، دانلود رمان پلیسی، دانلود رمان خاص، دانلود رمان عاشقانه، رمان، رمان جدید، رمان جنایی خاص، رمان خاص، دانلود رمان تخیلی خاص، دانلود رمان جدید، دانلود رمان جنایی، دانلود رمان جنایی خاص،

برای دانلود کتاب رمان خاص و دسترسی سریع و کاملا رایگان به بیش از ۱۰،۰۰۰ هزار کتاب و کتاب صوتی دیگر اپلیکیشن کتاب سبز را، رایگان دانلود کنید.

کتابراه، دانلود کتاب الکترونیک و صوتی
مشاهده

دانلود رایگان کتاب با کتاب سبز

کتاب سبز بزرگترین مرجع رایگان دانلود کتاب الکترونیکی با بیش از ۱۰،۰۰۰ کتاب، کتاب صوتی و رمان است. با کتاب سبز در تمامی موضوعات مانند داستان و رمان، مجله، موفقیت و روانشناسی، تاریخی، کامپیوتر، علمی، دانشگاهی، کتاب صوتی و...کتاب برای دانلود قرار داده شده است. دانلود کتاب‌ها با فرمت PDF یا MP3 است. تمامی کتاب‌های موجود با در نظر گرفتن حقوق مولفان برای دانلود رایگان انتشار یافته‌اند. تمامی مولفان می‌توانند کتاب‌ها و مقالات با ارزش خود را برای انتشار رایگان به کتاب سبز ارسال کنند.