دسته‌بندی کتاب‌ها
ارسال کتاب

عضویت در خبرنامه

با عضویت در سایت آخرین کتاب‌ها را در ایمیل خود ببینید!

ایمیل شما:

دانلود کتاب رمان سه سوت

  • موضوع: رمان
  • ۸۳۲ صفحه
  • فرمت: PDF
  • زبان: فارسی
  • تاریخ انتشار: ۳ دی ۱۳۹۶
  • ۱۴۳۷۲ بازدید
کانال تلگرام کتاب سبز
عضویت

معرفی کتاب رمان سه سوت

کتاب رمان سه سوت داستان دختری به نام سرمه است که ترم سه تربیت بدنی در دانشگاه تهران درس می‌خواند. سرمه این ترم مجبور می‌شود از خوابگاه بیرون برود و مشغول پیدا کردن جایی برای اقامت بگردد تا این که در یک خوابگاه خودگردان مستقر می‌شود. بدترین اتاق خوابگاه را به او می‌دهند که تا به حال کسی بیشتر از هفت روز دوام نیاورده است اما سرمه…

در قسمتی از رمان سه سوت می‌خوانیم:

- می‌دونی فیزیولوژ‌ی 2 هم با ستاری داریم؟
می خواستم دو دستی بکوبم تو سرم.
- دروغ؟
- به جون خودم!
پس بدبخت شدیم رفت که!
- نگین هم با تاسف سر تکون داد و گفت:
- آره... فکر نکنم گندی که ترم قبل زدیم و یادش رفته باشه.
نیما یه نگاه به نگین و یه نگاه از توی آینه به من کرد و گفت:
- مگه چکار کردین!؟
من و نگین به من هم نگاه کردیم و دو تایی زدیم زیر خنده. نیما باز مشکوک نگامون کرد که من خودمو زدم به بی خیالی. نیما کنجکاو نگاهمون می‌کرد و منم مستقیم رفته بودم توی کوچه علی چپ و تصمیم نداشدتم بیام بیرون.
بنده خدا استاد ستاری هنوز که یادم میاد چه جوری پخش زمین شد خنده‌ام می‌گرفت.
کلاسی که ما ترم قبل توش بودیم خیلی کوچیک بود. این استاد ستاری هم یه آدم قد کوتاه و کمی تپل بود. یعنی قدش از منم کوتاه تر بود. عادت داشت وقتی وارد کلاس می‌شد سرشو می‌انداخت پائین و مستقیم عرض کلاس و طی می‌کرد و بعد می‌پیچید سمت چپ و می‌رفت پشت تریبون. یعنی همین حرکتش سوژه بود.
جلسه‌های آخر بود. من و نگینم نشسته بودیم ردیف اول این بنده خدا که اومد تو کلاس طبق معمول سرشو انداخت پائین و خواست تخته گاز بره ته کلاس که نمی‌دونم چی شد پامو آوردم بالا این بنده خدام پاش به پای من گیر کرد سکندری خورد ولی نیافتاد که این نگین ابله هم پا شو گرفت جلو استاد و این بار دیگه استاد بنده خدا پخش زمین شد. یعنی کلاس عین یه بمب ساعتی آماده انفجار شده بود. همه سعی می‌کردن نخندن. ولی استاد بلند شد و نگاهی به ما دوتا که از بس خنده‌هامون و نگه داشته بودیم بنفش شده بودیم انداخت و دوباره مستقمیم از کلاس بیرون رفت.
استاد درو نبسته بود کلاس رفت رو هوا. من وسط خنده برگشتم به نگین میگم:
- ابله من عمدی پامو نگرفتم جلوش که.
اونم برگشته می‌گه:
- من چه می‌دونستم فکر کردم می‌خوای پخش زمینش کنی خواستم کارت نیمه تموم نمونه!

کلمات کلیدی: رمان اجتماعی، رمان عاشقانه، رمان پلیسی، رمانه طنز، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رمان سه سوت، رمان سه سوت،

برای دانلود کتاب رمان سه سوت و دسترسی سریع و کاملا رایگان به بیش از ۱۰،۰۰۰ هزار کتاب و کتاب صوتی دیگر اپلیکیشن کتاب سبز را، رایگان دانلود کنید.

کتابراه، دانلود کتاب و کتاب صوتی
مشاهده

دانلود رایگان کتاب با کتاب سبز

کتاب سبز بزرگترین مرجع رایگان دانلود کتاب الکترونیکی با بیش از ۱۰،۰۰۰ کتاب، کتاب صوتی و رمان است. با کتاب سبز در تمامی موضوعات مانند داستان و رمان، مجله، موفقیت و روانشناسی، تاریخی، کامپیوتر، علمی، دانشگاهی، کتاب صوتی و...کتاب برای دانلود قرار داده شده است. دانلود کتاب‌ها با فرمت PDF یا MP3 است. تمامی کتاب‌های موجود با در نظر گرفتن حقوق مولفان برای دانلود رایگان انتشار یافته‌اند. تمامی مولفان می‌توانند کتاب‌ها و مقالات با ارزش خود را برای انتشار رایگان به کتاب سبز ارسال کنند.